مشتریان خارجی قزل‌آلای ایرانی، چشم‌انتظار مجوز دامپزشکی کشور / پنج آبزی پرورشی در قفس، راهی بازار صادراتی می‌شود

مشتریان خارجی قزل‌آلای ایرانی، چشم‌انتظار مجوز دامپزشکی کشور / پنج آبزی پرورشی در قفس، راهی بازار صادراتی می‌شود

مدیرکل دفتر توسعه بازار سازمان شیلات ایران به ایانا خبر داد:

پنج گونه از آبزیانی که در قفس پرورش داده می‌شود، دارای متقاضیانی از اتحادیه اروپا، روسیه و سایر کشورها برای صادرات هستند.

پنج گونه از آبزیانی که در قفس پرورش داده می‌شود، دارای متقاضیانی از اتحادیه اروپا، روسیه و سایر کشورها برای صادرات هستند.

مدیرکل دفتر توسعه بازار سازمان شیلات ایران امرو زدر گفت‌وگو با خبرنگار ایانا با اعلام این خبر گفت: شرکت‌های بسیاری از اتحادیه اروپا، روسیه و کشورهای حاشیه خلیج فارس متقاضی قزل‌آلای ایرانی هستند، اما به‌دلیل آنکه عنوان این آبزی در فهرست اعلام‌شده از سوی سازمان دامپزشکی کشور نیست، مشکلاتی برای صادرات پیش آمده است.

عیسی گلشاهی افزود: لازم است سازمان دامپزشکی کشور در این زمینه تجدیدنظر کند و هرچه سریع‌تر نسبت به پذیرش ماهی قزل‌آلا در فهرست آبزیان قابل عرضه به شرکت‌های روسی و سایرین اقدام کند.

وی خاطرنشان کرد: با وجود مشکل فوق، تاکنون یک‌هزار و ۱۷۰ تن قزل‌آلا به امارات صادر شده است، اما همچنان صادرات به روسیه و اتحادیه اروپا در فهرست انتظار دامپزشکی است تا قزل‌آلای پرورشی در کنار ماهیان دریایی و سخت‌پوستان مشمول چراغ سبز برای صادرات باشد.

گلشاهی ادامه داد: تاکنون برای صادرات میگو بیش از چهارهزار و ۷۰۰ تن سفارش به ثبت رسیده است و پیش‌بینی می‌شود، صادرات کلی میگو به ۱۳ هزار و ۵۰۰ تن برسد.

وی از عزم جدی اتحادیه اروپا برای صادرات میگو و کل آبزیان ایرانی خبر داد و تصریح کرد: سوف و سیم دریایی دو گونه پرورش‌یافته در قفس هستند که از سوی شرکت‌های اتحادیه اروپا متقاضیان زیادی دارد.

گلشاهی یادآور شد: پنج آبزی پرورش‌یافته در قفس‌های دریایی ازجمله قزل‌آلا، سوف، سیم، کپور دریایی و ماهی آزاد دریای خزر از گونه‌های بومی ایران است که از سوی کشورهای حاشیه خلیج فارس، روسیه و اتحادیه اروپا متقاضی دارند.

کپور و ماهی آزاد دریای خزر پرورشی در قفس، راهی بازار صادراتی می‌شود

مدیرکل دفتر توسعه بازار سازمان شیلات ایران تأکید کرد: پیش‌بینی می‌شود که آبزیان سوف و سیم دریایی بعد از رسیدن به وزن صید در بازارهای خارجی و داخلی عرضه و کپور دریایی و ماهی آزاد دریای خزر نیز در نیمه دوم سال راهی بازارهای فوق شود.

وی آغاز پرورش ماهی در قفس در کشور را مثبت خواند و اظهار داشت: لازم است تسهیلات بانکی برای تولید و تکمیل زنجیره‌های مرتبط با آن اختصاص یابد تا تولیدکنندگان نقدینگی لازم را در دسترس داشته باشند.

گلشاهی همچنین گفت: تولید آبزیان در محیط‌های دریایی خصوصیات انواع ماهیان دریایی را دارد؛ بنابراین مورد توجه سایر کشورها و مصرف‌کنندگان داخلی است.

وی در پایان افزود: فیله‌ماهی، سوف و سیم دریایی در سال گذشته نیز در بازار داخلی عرضه شد و مورد استقبال مردم قرار گرفت./

سازمان امور عشایر خواستار محدودیت واردات گوشت قرمز شد/ ذخیره‌سازی مناسب جو برای فصل پاییز

سازمان امور عشایر خواستار محدودیت واردات گوشت قرمز شد/ ذخیره‌سازی مناسب جو برای فصل پاییز

با هدف حمایت از روند افزایش تولید گوشت قرمز؛

سازمان امور عشایر کشور با توجه به خریداری گوشت تولیدی عشایر با قیمت پایین، خواستار محدودیت واردات این محصول شد.

سازمان امور عشایر با توجه به خریداری گوشت تولیدی عشایر با قیمت پایین، خواستار محدودیت واردات این محصول شد.

قائم‌مقام سازمان امور عشایر امروز در گفت‌وگو با خبرنگار ایانا با اعلام این خبر گفت: پیشنهاد کاهش واردات گوشت قرمز برای متعادل کردن قیمت دام‌های عشایر، پس از رایزنی‌های میان سازمان امور عشایر و تشکل‌های مربوطه ارائه شده است.

میرولی صفرزاده با اشاره به اینکه قیمت هر کیلوگرم دام زنده طی ماه‌های اخیر از ۹ به ۱۱ هزار تومان افزایش یافته است، افزود: این در حالی است که قیمت هر کیلوگرم گوشت قرمز به‌صورت شقه‌ای ۲۳ هزار تومان است و در سطح خرده‌فروشی‌ها با قیمت بیش از ۳۰ هزار تومان به فروش می‌رسد.

وی با اعلام اینکه با همکاری تشکل‌ها، مشکل عشایری که پس از کوچ از ییلاق به قشلاق با کم‌آبی و کمبود علوفه برای دام‌ها روبه‌رو خواهند شد، در حال رفع شدن است، خاطرنشان کرد: تشکل‌های عشایری در سال جاری مقدار مناسبی جو از طریق بورس کالا خریداری و برای فصل پاییز ذخیره کرده‌اند.

قائم‌مقام سازمان امور عشایر، نظام سنتی خرید و فروش محصولات مختلف عشایری را مشکل بزرگ تشکل‌های عشایری برشمرد و تصریح کرد: با وجود این مشکلات، تشکل‌های عشایر طی سال گذشته و حتی امسال در تأمین نهاده‌های مورد نیاز عشایر کشور موفق عمل کرده‌اند.

این پیشنهاد سازمان امور عشایر کشور در حالی ارائه می‌شود که کرمعلی قندالی، رئیس این سازمان نیز چندی پیش نوید داده بود تولید گوشت عشایر کشور از ۱۸۰ هزار تن تولید سال گذشته، به ۱۹۵ هزار تن در سال ۹۵ افزایش خواهد یافت. بر این اساس، سازمان امور عشایر به‌عنوان متولی جامعه‌ای که عهده‌دار تولید ۲۵ درصد گوشت قرمز و ۲۸ درصد دام سبک کشور است، پیشنهاداتی نظیر محدودیت واردات با اعمال تعرفه یا خرید تضمینی توسط شرکت پشتیبانی امور دام را ارائه کرده است./

روستای ما کوچه ندارد، همه از آن کوچ کرده اند! / دو همسایه، تنها ساکنان «کوتان»

روستای ما کوچه ندارد، همه از آن کوچ کرده اند! / دو همسایه، تنها ساکنان «کوتان»

در کوچه و پس کوچه های گم شده «کوتان»، روستایی با ۱۳ نفر جمعیت

چیزی از «شیخ عیسی» باقی نمانده، جز خانه‌ای خرابه و دیواری از مسجد و چشمه‌ای چند قدم آن‌سوتر که برایش سقفی ساخته‌اند. لاک‌پشت‌ها در این چشمه شنا می‌کنند. «شیخ عیسی» پنج‌سال است کوچه‌ای ندارد که صدای مردم در آن بپیچد. همه کوچ کرده‌اند، اما «کوتان» هنوز دو خانه دارد. قادر و لیلا با دو پسر، دو نوه و عروسشان، فریده یک‌سوی جاده و شیخ اسماعیل و مامز با سه پسر و یک دخترشان سوی دیگر زندگی می‌کنند و غیر از آنها کسی نیست.

شادی خوشکار

 چیزی از «شیخ عیسی» باقی نمانده، جز خانه‌ای خرابه و دیواری از مسجد و چشمه‌ای چند قدم آن‌سوتر که برایش سقفی ساخته‌اند. لاک‌پشت‌ها در این چشمه شنا می‌کنند. «شیخ عیسی» پنج‌سال است کوچه‌ای ندارد که صدای مردم در آن بپیچد. همه کوچ کرده‌اند، اما «کوتان» هنوز دو خانه دارد. قادر و لیلا با دو پسر، دو نوه و عروسشان، فریده یک‌سوی جاده و شیخ اسماعیل و مامز با سه پسر و یک دخترشان سوی دیگر زندگی می‌کنند و غیر از آنها کسی نیست.

از «شیخ عیسی» تا «کوتان» چند دقیقه با خودرو راه است. راهی با جاده خاکی و سنگلاخ که چاله‌ها نفس خودرو را می‌گیرند. در «کوتان» سگ‌های خانه‌ قادر کنار برکه‌ آب غازها و اردک‌ها هشیار نشسته‌اند و جلوی غریبه‌ها را می‌گیرند. قادر و خانواده‌اش هفت‌سال تنها ساکنان «کوتان»‌ بودند. «کوتان» روستایی است در سردشت آذربایجان غربی. سه، چهار ماه پیش مامز و شیخ اسماعیل هم با بچه‌هایشان از نقده آمدند و خانه و زمینی اجاره کردند. مامز میان حرف‌هایش می‌گوید، خسته است. لیلا زن قادر هم خسته است. قادر و شیخ اسماعیل با خود فکر می‌کنند که چند‌سال دیگر می‌توانند اینجا دوام بیاورند؟ شاخه‌های درخت حیاط سایه‌ انداخته‌اند روی تراکتور قدیمی و نوه‌های قادر، محمد و شارو هر کدام آرام زیر درختی تاب‌ می‌خورند.
صالح کاتوزی، کارشناس اداره برق منطقه می‌گوید روستاهای شیخ عیسی، میونه، شموله و بروه تخلیه و از فهرست فرمانداری و اداره برق حذف شده‌اند. این غیر از روستاهایی است که به دلیل آبگیری سدی که قرار است در سردشت روی رودخانه زاب بزنند، تخلیه شده‌اند، اما «کوتان» هنوز زنده است.
شیخ اسماعیل آمده میهمانی خانه قادر. قادر می‌گوید امسال دو تن و نیم جو برداشت کرده و گندم‌ها، معلوم است که باری ندارند: «قبلا کشاورزی می‌کردم. ٢٠ تن برداشت می‌کردم. امسال فوقش دو تن. زمستان باران زیاد بارید. یک ماه اول بهار هم بارید و هوا سرد بود. بعد هم که نبارید باز هوا سرد بود. تا هوا گرم نشه، زمین گرم نشه، گندم و جو رشد نمی‌کنه. برای همین وضع کشاورزی سردشت اصلا خوب نیست. نسبت به قبلا خوب نیست.» می‌پرسد با دو تن گندم می‌توانی خرج زن و بچه و زندگی را بدهی؟ ٥٤ساله است. دختر و پسرهایش ازدواج کرده‌اند و غیر از یکی بقیه رفته‌اند شهر. کولر کم‌جان در ظهر با صدا کار می‌کند. در ‌هال خانه‌اش که دری از آن باز می‌شود و پشت بام طویله بزها و گوسفندها، بالکن، رو به خانه شیخ اسماعیل دارد. حیاط را نشان می‌دهد و هفت، هشت گونی روی هم: «همه محصولی که برداشت کردم.»
اسماعیل مجبور است امیدوار باشد. می‌گوید چه کنیم؟ از کارگری در زمین‌های نخود و چغندر دست کشیده و اینجا زمین یکی از فامیل‌ها را اجاره کرده است، از برادر قادر: «اداره کشاورزی کمک نمی‌کند برای کود و آب و اینها.»
فریده چای و شکلات می‌آورد و زود می‌رود توی اتاق ته سالن. لیلا با قندان‌ها می‌آید و می‌نشیند، چند قدم دورتر از شوهرش. لیلا مال این زندگی نبود. سردشت بزرگ شده بود و نمی‌دانست چطور گاو و گوسفند نگه دارد و کشاورزی کند. بعد پدرشوهرش (عمویش) مرد و قادر دست لیلا و بچه‌ها را گرفت آمد «کوتان». آن زمان، خواهر بزرگ قادر هم شوهرش را ول کرده بود و با اولین دخترش در خانه پدر زندگی می‌کرد. قادر شد سرپرست همه. آن زمان پسرهای قادر یکی دیپلم گرفته بود و دوتای دیگر ترک تحصیل کرده بودند. دخترشان هم که حالا ازدواج کرده و رفته ربط، تا پنجم درس خوانده بود که آمدند «کوتان». تنها تابلوی دیوار اتاق یادگار روزهایی است که دختر هنوز اینجا بود. برگ‌های گلدان لیلا رویش را پوشانده، روی زن خواننده ترکیه‌ای را. لیلا تا کلاس دوم درس خوانده، فارسی را می‌فهمد اما بریده‌بریده حرف می‌زند و جمله‌های کوتاه می‌سازد: «خوب نیست اینجا. حالم خوب نیست. تنهام. عروس ندارم، دختر ندارم.» نوه‌اش را نشان می‌دهد: «این بچه مادرش طلاق گرفت. خودم بزرگش کردم. سه‌ساله. دو‌سال سردشت زندگی کرد، یک‌سال اینجا. راضی نبود از روستا. پسرم می‌تونست بره شهر ولی گفت پدرم رو نمی‌تونم بگذارم… تنها. اعصابم ناراحت است. هشت‌ساله آمدم اینجا. هشت‌ساله دارم قرص می‌خورم. اینجا سخته. می‌گم برگردیم شهر ولی می‌گه نمی‌تونم زمین رو بی‌صاحب بگذارم. می‌گه اگر بتونم پول دربیارم، می‌رم شهر، اگر نتونم چرا اجاره‌نشین بشیم؟» زودزود نمی‌تواند شهر برود: «اینجا گاو و غاز و مرغ دارم. اگر برم شهر نمی‌تونم زیاد بمونم، باید برگردم به اینها برسم.»

بی طاقت می شویم از تنهایی
صدای پارس سگ‌ها می‌آید. قادر می‌گوید خیلی مشکل است ولی مجبورم: «جنابعالی که توی تهران زندگی می‌کنی، روزی هزاران‌هزار نفر می‌بینی. با هزاران نفر حرف می‌زنی. ما دهنمون گندیده می‌شه، کسی نیست حرف بزنیم. چقدر دوام بیاریم؟ شاید یکی، دو‌سال دیگه. مجبوریم فرار کنیم.» تا نزدیک‌ترین روستا با خودرو پنج‌دقیقه راه است. آنها بیشترشان دامدارند. آنها که بز و گوسفند دارند وضعشان نسبتا بهتر است. مثل اهالی بیوران که هفت‌ماه در فصل‌های سرد اینجا بودند: «زمستان خوبه، برف کم می‌باره اینجا هزینه کاه و یونجه کمتر می‌شود. ٤٥ روز از بهار که گذشت برگشتند بیوران.»
فریده روی مبل کهنه‌ای که ملافه‌ای آن را پوشانده می‌نشیند و می‌گوید که یک‌سال است در سردشت خانه گرفته‌اند اما حالا که شوهرش سرباز است، بیشتر وقت‌ها در روستاست. ٣٢‌سال دارد و پسرش شارو، سه‌سال و نیمه است. پنج‌سال قبل که با پسردایی‌اش ازدواج کرد آمد «کوتان»: «آره والا، خیلی خسته می‌شیم، اینجا آدم زیاد نیست، بی‌طاقت می‌شیم. صبح تا شب کار می‌کنیم، زن‌ها کمتر کشاورزی می‌کنند، غذا درست می‌کنیم، اگر مهمون بیاد خوشحال می‌شیم، با مهمونا می‌شینیم، حرف می‌زنیم. شوهرم گفت اینجا کشاورزی‌مون زیاد نیست. نمی‌تونیم درآمد رو قسمت کنیم، هم پدرشوهرم هم ما. بریم اونجا کار دیگه‌ای کنیم. سربازی‌ام رو تموم کنم کاری بگیرم. اینجا خانه فامیل‌مون رو اجاره کردیم.»
لیلا تا حالا دست زیر چانه زده و نگاه کرده، می‌گوید: «یک خونه کوچیک اجاره کردن سیصد تومن.»
«دو‌میلیون هم پیش دادیم. یک آشپزخانه و یک اتاق سه در چهار.»
فریده می‌خواهد برود حیاط سری به پسربچه‌ها بزند. آفتاب داغ‌تر شده. می‌ایستد کنار در و زل می‌زند به پسرها. دعوایشان می‌کند که کاری به غازها نداشته باشند. تا کلاس پنجم درس خوانده، در روستای خودشان که با سردشت ١٥ کیلومتر فاصله داشت. مادرش که از دست پدر پناه آورد اینجا، زندگی برای فریده و خواهرهایش سخت‌تر شد. آنقدر سخت که یک روز یکی از خواهرها خودسوزی کرد: «مادرم ما رو ول کرد آمد اینجا. بعد دوباره برگشت پیش ما که ازدواج کنیم. با پدرم مشکل داشت. پدرم الان خوب شده ولی خیلی دعوا می‌کردند. پدربزرگم می‌گفت این پسره، یعنی پدرم خیلی خراب درآمده. پدرم نمی‌گذاشت بریم مدرسه و مهمونی و لباس خوشگل بپوشیم. باغ داشت. هر روز کار کشاورزی می‌کردیم، مثلا برایش چای درست می‌کردیم، همه را با کتری پرت می‌کرد و فحش‌مان می‌داد. ما ٦ خواهر و یک برادریم. نمی‌گذاشت ازدواج کنیم. بعد مادرم آمد پیش‌مان.»
شارو مادرش را صدا می‌کند و می‌خواهد نگاهش کند. فریده به کردی جوابش را می‌دهد و قربانش می‌رود. می‌گوید آره والا، اینجا خیلی زن‌ها را دعوا می‌کنند ولی الان زن‌ها طلاق می‌گیرند، قبلا خودکشی می‌کردند: «یک خواهر من هم خودش را سوزاند. زنده ماند. به خاطر پدرم . صبح بود می‌خواست غذا درست کنه همه مون روزه بودیم. پدرم می‌رفت و می‌آمد فحش می‌داد. خواهرم گفت بسه دیگه، می‌رم خودکشی می‌کنم. پدرم گفت برو، برو خودکشی کن. برو. نشست تو آشپزخانه خودش رو آتش زد. اول آتش خیلی کم بود. یک خواهر بزرگتر داشتم اما ما هم نمی‌دونستیم چه کار کنیم. آب توی بشکه بود. شیر رو باز کرده بودیم. می‌خواستیم تشت پر بشه تا روش آب بریزیم. همین‌جوری وایستاده بودیم. آتش اول خیلی کم بود، بعد بزرگ شد. ولی ما بلد نبودیم خاموش کنیم شاید ١١سالم بود. پدرم پتو آورد خاموش کرد.» خواهر فریده حالا ازدواج کرده و سه بچه دارد. در خودسوزی غیر از صورتش همه بدنش سوخت. دکترها می‌گویند کلیه‌هایش تنبل شده و عفونت دارد. فریده بعضی وقت‌ها به پدرش می‌گوید: خیلی ازت درد کشیدیم.
فریده می‌رود طرف تاب‌ها، با پسرش و پسر برادرشوهرش حرف می‌زند. بچه‌ها می‌گویند تاب را برایشان باز کند و ببرد بالا ببندد. فریده گره‌های محکم طناب را به سختی باز می‌کند.
همان که در کوه‌ها زندگی می‌کند
صدایش می‌کنند «شیخ ژِن» یعنی زنِ شیخ. اسمش مامِز است، به کردی یعنی آهو «همان که در کوه‌ها زندگی می‌کند.» از وقتی مامز آمده به کوتان، حال لیلا عوض شده. کمی که کار می‌کند، می‌رود خانه مامز تا دلش باز شود. می‌رود آن سوی جاده، صدایش می‌کند: «بیا شیخ ژن، بیا بشین، بسه آن‌قدر کار نکن. بیا صحبت کنیم.»
خانه‌شان یک طبقه است و در مقابل خانه بلند قادر به کلبه‌ای می‌ماند. در حیاط، بز و گوسفندی در حصار سیمی و آن سوتر، باغی که خیارهایش حالا رسیده اند. گوجه‌ها کال‌اند و کمی از بامیه‌ها را می‌چینند برای نهار امروز. آفتابگردان‌ها هنوز بزرگ نشده‌اند. در حیاط خانه با گونی و شاخه‌های خشک سایه‌بان درست کرده‌اند. پسر اسماعیل چند شاهین را جلد خانه کرده، دست می‌کشد به سرشان. ٢١ساله است و می‌خواهد زن بگیرد از اینجا برود، مادرش می‌گوید. اما خودش می‌گوید انشاءالله همین‌جا زندگی می‌کنم: «یک کاری می‌کنم دیگه، بچه هم داشته باشم، می‌فرستم جای دیگر مدرسه. اینجا هیچ مشکلی نداریم.» مدرسه نرفته اما مادرش که تا کلاس پنجم درس خوانده بود به او و خواهر و برادرش سواد یاد داد. می‌تواند بخواند و بنویسد و سواد قرآنی دارد. هیچ‌کدام از بچه‌ها مدرسه نرفته‌اند. در کوتان کشاورزی می‌کند، وقتی که نقده بودند هم روی زمین‌ها کارگری می‌کرد. می‌گوید اشکالی ندارد که تنهاییم. اینجوری خوب است: «اینجا آب و هوا بهتره و مردمش خوب‌ترند، مهمون‌نوازند. ١٠ ‌سال سردشت بودیم، بعد رفتیم نقده، ٦‌سال هم آنجا بودیم.»
بامیه‌های باغ مامز، حالا در دستان لیلاست. با فریده و مامز، در آشپزخانه لیلا نشسته‌اند و نهار درست می‌کنند. نفس کولر خانه، به آشپزخانه نمی‌رسد و بخار فضا را پر کرده. لیلا می‌گوید دیگر پیر و خسته شده آن‌قدر غذا درست کرده: «بچه‌هایم می‌گویند غذایت دیگر خوب نیست. آن‌قدر درست کردم آن‌قدر درست کردم، خسته شدم.» مامز می‌خندد و مرغ‌ها را تکه می‌کند. یکی از پسرهای مامز و دخترش ازدواج کرده‌اند. پسرش در نقده کارگری نخود و چغندر می‌کند و دخترش در مهاباد است، دامادش تاکسی‌تلفنی دارد. نقده آن‌قدر اجاره خانه و هزینه آب و برق و زندگی زیاد بود که آمدند کوتان. مامز هم خسته است، از کار زیاد، از کارگری و کشاورزی: «وقتی ازدواج کردیم، برای کار رفتیم عراق. آنجا کشاورزی می‌کردیم؛ اما کم بود، بچه‌ها کوچک بودند. من و شوهرم دیدیم نمی‌توانیم کار کنیم آمدیم سردشت. از آنجا هم رفتیم نقده.» وقتی از عراق برگشتند، بچه‌ها تا چند ‌سال شناسنامه نداشتند. می‌گوید فقیر بودیم، نتوانستیم بچه‌ها را مدرسه بفرستیم.
هنوز خانه‌اش سینک ظرفشویی ندارد، به فریده می‌گوید؛ خیلی سخت است. گفته دست دوم برایش بیاورند. اینجا خیلی گرم است. خلوت است، کسی را ندارد و کار زیاد است.
نزدیک آب اما تشنه
خانواده قادر بیمار که بشوند، باید بروند ربط، با اتومبیل‌های خودشان که پارک کرده‌اند؛ پراید و نیسان. پارکینگ به انباری راه دارد که پسر قادر در یکی از اتاق‌هایش کبوتر نگه می‌دارد. لیلا که در را باز می‌کند، بوی کبوترخانه پارکینگ را پر می‌کند: «شوهرم یک‌بار حالش بد شد؛ غش کرد. خوب شد پسرم اینجا بود.» فریده می‌گوید كه وقتی کسی نباشد، باید زنگ بزنیم شهر، صبر کنیم تا فامیلی کسی بیاید: «جاده هم تا چند‌ سال قبل زمستان‌ها نمی‌شد رفت‌و‌آمد کرد. از بهار ماشین می‌آمد تا زمستان. دایی‌ام خرجش کرد، خوب شد. آن موقع با تراکتور رفت‌و‌آمد می‌کردیم. سه‌، چهار سال می‌شه درست کرده.» کاتوزی، کارشناس اداره برق سردشت می‌گوید كه جاده‌های اینجا اکثرا خاکی هستند و در زمستان عبور و مرور سخت است، هنوز حتی شن‌ریزی هم نشده است. اما هنوز مهم‌ترین مشکل سرچشمه و آب است که باعث می‌شود اکثر روستاها جمعیت‌شان ‌سال‌به‌سال کمتر شود. مشکل دیگر معیشت این مردم است. درآمد روستاهای این‌چنینی از کشاورزی است و همه به شکل سنتی؛ یعنی زحمت زیاد محصول و درآمد کم. شاید حق‌الزحمه‌ای که برای زمین کشیدند درنیاورند. اکثرا قشر جوان متاسفانه دنبال کشاورزی نمی‌روند. خشکسالی باعث شده چشمه‌ها خشک شوند و کشاورزی از این ناحیه هم ضربه خورده است.
در طبقه بالا، فریده دارد آینه را دستمال می‌کشد. مردها رفته‌اند به بالکن، زمین‌های اطراف را نشان می‌دهند. از این سو تا آن سو گندم‌زار است، اسماعیل دست را سایه‌بان می‌کند از زور آفتاب که بر  طلایی‌ها می‌تابد. دورتر به فاصله ٦٠٠-٥٠٠ متری، درختی است که اسماعیل نشان می‌دهد و می‌گوید پشت آن روستای بروه بود. بروه ٢٠ خانوار جمعیت داشت به گفته کاتوزی ٦-٥  سال پیش تخلیه شده. اسماعیل می‌گوید: «روستا کنار رودخانه بود اما از بی‌آبی تخلیه شده. اگر یک تکه از زمین‌های اینجا نقده باشد، هر ‌سال سیصد، چهارصد‌میلیون تومان درآمد دارد چون آب دارد می‌شود چغندر و ذرت و کدو کاشت؛ ولی اینجا با این همه زمین باز هم صرفه نمی‌کند. روستا نباشد شهر به چه درد می‌خورد. اینجا نزدیک آب است اما از تشنگی می‌میرد. الان تراکتور این آقا را نگاه کن، داغون شده. کل زمین‌هایمان هم دیمی است.» اسماعیل می‌خواهد وام بگیرد اما چه کسی ضمانتش را می‌کند؟
قادر می‌گوید تازه زمین‌های اینجا خوب است، در بیتوش، روستایی نزدیک مرز، به زمین‌های شیب‌دار اجازه کشاورزی نمی‌دهند: «بخواهید شخم بزنید گِلش می‌ریزه پایین. سنگ‌چین می‌کنند و گلش را می‌ریزند روی سنگ. مزارع سردشت کار و کاسبی ندارد. اول که ما هم اومدیم آب نداشتیم.» باریکی انگشتش را نشان می‌دهد: «آب آن‌قدر بود. یک بشکه می‌گذاشتند آب پر شود. ٢٠‌میلیون خرج کردم تا چاه زدم. باز هم فایده ندارد. اگر من سالی ٣٠-٢٠ تن برداشت کنم، مجبورم بروم مرز، پسرم کشته بشه، برادرم کشته بشه. شما برادر خودت رو دوست نداری؟»
کاتوزی می‌گوید با حمایت دولت بخشی از مشکلات
حل شدنی است: «می‌توانند کلاس آموزشی بگذارند بگویند که با ویژگی‌های آب و خاک و کود این منطقه، کاشت کدام محصول و درخت به صرفه‌تر است و با تسهیلات بانکی کمک کنند که سرمایه‌گذاری شود. اگر انگیزه برای زندگی باشد، می‌شود آب پیدا کرد. اگر سدی که ساخته شده با هدف رفاه مردم سردشت باشد می‌تواند مثبت باشد؛ اما اگر بخواهند آب رودخانه زاب را به مناطق دیگر منتقل کنند قضیه جداست. در روستاهای مرزی هم تخلیه ممکن است صورت بگیرد.»
اسماعیل به فکر نوه‌اش است که ‌سال دیگر باید برود مدرسه. نزدیک‌ترین روستایی که مدرسه دارد پارسال دو دانش‌آموز داشت. معلم مدرسه پسر خودش را به روستا آورد که در آن مدرسه درس بخواند و بتواند برای آن دو نفر کلاس تشکیل دهد. اما پسرهای اسماعیل و قادر می‌خواهند از کوتان بروند و شاید وقتی قادر و اسماعیل نباشند، کوتان هم از لیست فرمانداری خط بخورد.

۵۴۰ ساعت خدمات عمومی زیست محیطی، به جای شش ماه حبس برای یک محکوم

۵۴۰ ساعت خدمات عمومی زیست محیطی، به جای شش ماه حبس برای یک محکوم

قاضی دادگاه در شیراز برای شکارچی متخلف به جای شش ماه حبس، انجام ۵۴۰ ساعت خدمات عمومی و زیست محیطی را به عنوان مجازات جایگزین حبس تعیین کرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  قاضی دادگاه در شیراز برای شکارچی متخلف به جای شش ماه حبس، انجام ۵۴۰ ساعت خدمات عمومی و زیست محیطی را به عنوان مجازات جایگزین حبس تعیین کرد.

  به گزارش ایانا از روابط عمومی اداره کل محیط زیست فارس، این شکارچی غیر مجاز اقدام به زنده گیری شش قطعه پرنده تیهو کرده بود که به شش ماه حبس تعزیری محکوم شد.
طبق تصیم دادرس شعبه ۱۰۴ دادگاه کیفری ۲ شیراز با درایت و صلاح دید دادرس پرونده، متهم می بایست ۵۴۰ ساعت خدمات عمومی رایگان به محیط زیست ارائه کند.
همچنین طبق رای دادرس پرونده، متهم بایستی علاوه بر انجام خدمات عمومی رایگان طی یک دوره یک ساله متناوب، تحت آموزش های زیست محیطی اعم از نحوه حفاظت از گونه های گیاهی و جانوری و آشنایی با اصول محیط زیست قرار بگیرد.
به گفته حمزه ولوی مدیر کل حفاظت محیط زیست استان فارس، مقام قضایی با هدف تغییر در نگرش و اصلاح رفتار مرتکبین این رای را ارائه داده و آموزش و ارتقای سطح فرهنگ عمومی را به عنوان اهرمی مناسب برای حفظ محیط زیست یادآوری کرده است.

صادرات بیش از ۵۰۰ هزار راس دام زنده به خارج از کشور

صادرات بیش از ۵۰۰ هزار راس دام زنده به خارج از کشور

مدیر دام و طیور سازمان جهاد کشاورزی استان کرمانشاه خبر داد:

مدیر امور دام و طیور سازمان جهاد کشاورزی استان کرمانشاه از صادرات بیش از ۵۲۴ هزار راس دام زنده به خارج از کشور خبر داد.

مدیر امور دام و طیور سازمان جهاد کشاورزی استان کرمانشاه از صادرات بیش از ۵۲۴ هزار راس دام زنده به خارج از کشور خبر داد.

به گزارش ایانا از کرمانشاه، بهرام خانی با اشاره به اهمیت فعالیت‌های اقتصادی انجام شده از ابتدای دولت یازدهم تاکنون گفت: در بخش دام فعالیت‌های شامل انجام عمليات اصلاح نژاد در بيش از ۲۰۰ هزار واحد دامي دام سبك و سنگين، بهسازي و نوسازي بيش از ۴۰۰۰۰ متر مربع اماكن دامي روستايي، توزيع نهاده‌هاي دامي با قيمت مناسب بين بهره‌برداران به میزان بيش از ۲۰۰۰۰۰ تن در سطح استان، توزيع بيش از ۱۹۵۰۰۰ قطعه نيمچه بومي اصلاح شده در سطح استان و استمرار آن،افزايش ۱۲,۵درصدي تولیدات دامی استان از ۳۹۳۵۲۱تن محصولات در ابتداي دولت يازدهم به ۴۴۲۵۱۱ تن (در محصولات مختلف گوشت قرمز شیر خام گوشت مرغ تخم مرغ عسل ) برشمرد.

وی دیگر فعالیت‌ها را ايجاد واحد پرورش گاو شيري بزرگ ۵۰۰ رأسي شركت كاوات روانسر با سرمایه گذاری بيش از ۸۵ میلیارد ریال،توسعه واحد پروش مرغ تخمگذار آقاي محمود رمضاني از ۳۰ به ۱۰۰ هزار قطعه در شهرستان جوانرود با سرمایه گذاری ۲۲ میلیارد ریال،ايجاد دو زنجيره توليد گوشت مرغ داراي شناسه و مورد تاييد دفتر امور طيور معاونت امور توليدات دامي وزارت با سرمایه گذاری ۶۴ میلیارد ریال، شروع عمليات اجرايي احداث واحد گاوداري شيري ۲۵۰۰ راسي در اراضي ماهيدشت شهرستان كرمانشاه نام برد.

خانی با بیان اینکه پروژه‌های مهم و اثرگذاری در خصوص توسعه بخش تولیدان دام در استان اجرایی شده خاطرنشان کرد: این پروژه‌ها شامل احداث واحد پرواربندي گوسفند ۲۰۰۰ رأس در دوره در شهرستان دالاهو اشتغال زايي ۱۵ نفر،افزایش ظرفیت گاوداري شيري شركت شيرو دام بنیاد در شهرستان كنگاوربه میزان ۳۰۰ راس با اشتغال زايي ۱۵ نفر،احداث و تكميل مجتمع هاي پرواربندي گوسفند ۱۲۰۰۰ رأس در دوره در شهرستان هاي هرسين، روانسر و گيلانغرب و اشتغال زايي ۶۰ نفر به اجرا رسیده است.

وی دیگر پروژه‌های اجرا شده را احداث پروژه گاوداري شيري در شهرستان روانسر، ۵۰۰رأس واشتغال زايي ۳۰ نفر،توسعه واحد مرغ تخم گذار از ۳۰ هزار قطعه به ۱۰۰۰۰۰ قطعه در شهرستان جوانرود با اشتغال زايي ۵ نفر،احداث واحد پرواربندي گوساله ۵۰۰ رأس در دوره در شهرستان كرمانشاه با اعتبار ۲۰۰۰۰ ميليون ريال و اشتغال زايي ۱۰ نفر،احداث پروار بندي گوسفند ۱۰۰۰ رأس در دوره در شهرستان كرمانشاه و اشتغال زايي ۵ نفر برشمرد.

خانی با اشاره به اینکه طرح‌های مختلفی را در توسعه بخش دام در دست اجرا و پیگیری داریم تصریح کرد: این طرح‌ها نظیرايجاد واحد پرورش گاو شيري شركت بهار سبز دالاهو به ظرفيت ۲۰۰۰ رأس دام مولد در شهرستان اسلام آبادغرب، ايجاد واحد پرورش گاو شيري بنياد مستضعفان به ظرفيت ۲۵۰۰ رأس دام مولد در شهرستان كرمانشاه،ايجاد واحد پرورش گاو شيري شركت نوآوران صنعت باختر به ظرفيت ۲۰۰۰ رأس واقع در شهرستان صحنه،ايجاد زنجيره توليد گوشت مرغ و تخم مرغ توسط سازمان اتكا،طرح واحد پرورش گاو شيري ۴۰۰ رأسي شركت كلينه پايدار واقع در شهرستان دالاهو، واحد پرورش گاو شيري شش ۶۰۰۰ رأسي شركت ميانراهان صحنه (دينور) واقع در شهرستان صحنه با طراحي و طرح پرورش مرغ تخمگذار در مقياس كوچك در كانتينر به منظور فراهم نمودن زمينه هاي اقتصاد مقاومتي

معاون امور دام وطیور سازمان جهاد کشاورزی استان با بیان اینکه تولیدان بخش دام و طیورو زنبورعسل استان از ابتدای دولت تدبیر و امید تاکنون افزایش قابل توجهی داشته اضافه کرد: این تولیدات شامل تولید شیر از ۳۰ هزار و ۵۸۲ تن به ۳۳هزار تن با ۹ درصد رشد، تولید گوشت قرمز از ۳۱هزار و ۸۰۰تن به ۳۶ هزار تن با ۱۱و ۶دهم درصد رشد، تولید گوشت مرغ از ۵۰ هزار و ۸۸۷تن به بیش از ۶۳ هزار تن، تولید تخم مرغ از ۸هزار و ۵۰۰ تن به ۱۰ هزار و ۷۰۰ تن با ۲۶ درصد رشدو تولیدات عسل استان از یک‌هزار و ۷۵۲ تن به ۲هزار و ۳۱۱ تن با ۳۲درصد رشد و…می‌باشد.

خانی گفت: از ابتدای دولت یازدهم تاکنون واحدهای تولیدی نیز افزایش چشمگیری داشته افزود: مرغدری‌های گوشتی و تخمگذار استان به ۶۷۵ واحد، گاوداری های شیری صنعتی به ۱۷۲ واحد، پرواربندی بره و گوساله صنعتی به ۳۹۶ واحد، واحدهای پرورش بوقلمون صنعتی به ۱۰ واحد، مجتمع‌های دامپروری به ۱۱واحد و بهسازی و نوسازی اماکن دامی نیز به ۴۰ هزار واحد رسیده‌اند.

گام های بزرگ ، طرح های پایدار : تلاش دولت برای فراهم سازی زیرساخت های اشتغال در بخش کشاورزی

گام های بزرگ ، طرح های پایدار : تلاش دولت برای فراهم سازی زیرساخت های اشتغال در بخش کشاورزی

سرمایه‌گذاری در بخش کشاورزی در دولت گذشته صفر شد

از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۹۳ خورشیدی حدود ۳۴ هزار روستا معادل یک‌سوم روستاهای کشور خالی از سکنه شده و ساکنان این روستاها به حاشیه شهرها و کلان‌شهرها پناه آورده‌اند. توزیع جمعیتی نامتوازن می‌تواند برای کشور مخاطرات امنیتی نیز به‌دنبال داشته باشد، امری که در دولت‌های نهم و دهم برای احیاء روستاها و جلوگیری از مهاجرت روستاییان به حاشیه شهرها و کلان‌شهرها توجهی نشد.

خبرگزاری کشاورزی ایران (ایانا) – سعیده فتحی:

از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۹۳ خورشیدی حدود ۳۴ هزار روستا معادل یک‌سوم روستاهای کشور خالی از سکنه شده و ساکنان این روستاها به حاشیه شهرها و کلان‌شهرها پناه آورده‌اند. توزیع جمعیتی نامتوازن می‌تواند برای کشور مخاطرات امنیتی نیز به‌دنبال داشته باشد، امری که در دولت‌های نهم و دهم برای احیاء روستاها و جلوگیری از مهاجرت روستاییان به حاشیه شهرها و کلان‌شهرها توجهی نشد.

برخی کارشناسان توزیع ناعادلانه و نامتوازن اعتبارات و ایجاد تبعیض در ارائه خدمات شهری و روستایی را از عوامل عمده در افزایش روز افزون مهاجرت روستاییان به شهرها می‌دانند. حالا دولت یازدهم در صدد است تا عقب‌ماندگی‌ها را با این امید که دیر نشده باشد، جبران کند.

طرح ۵۵۰ هکتاری خوزستان و دیگر طرح‌های کشاورزی دولت یازدهم به همراه تمهیدات مالی انجام شده در فهرست زیر تنها بخشی از اقدامات صورت گرفته است:

وام ۷۵۰ میلیون تومانی با کارمزد سه درصد به تعاونی‌های روستایی، کاهش کارمزد تسهیلات بانکی برای بخش کشاورزی از ۱۸ به ۱۵ درصد، اختصاص ۲۰۰ میلیارد ریال اعتبار ازسوی بنیاد مستضعفان و پنج‌هزار میلیارد ریال از محل صندوق توسعه ملی برای وام به بخش روستایی با سود پنج درصد برای ارتقا تولید و توسعه اشتغال در روستاها، وام ۱۰۰ میلیون تومانی اشتغال با بهره ۱۲ درصد از سوی معاونت توسعه روستایی به افرادی که برای برپایی کارگاه‌های آموزشی در روستاها اقدام کنند، به شرط تداوم اقامت کارگاه‌ها در روستاها، در سال ۱۳۹۴ هزار و ۴۰۰ میلیارد تومان اعتبارات با نرخ سود چهار درصد تسهیلات به حوزه گردشگری و صنایع دستی از سوی صندوق کارآفرینی امید و…

همه موارد بالا حکایت از احساس خطر مسئولان از آینده روستاها می‌کند و شاید همه این‌ها دلیل خوبی باشد برای به صدا درآوردن طبل‌های اشتغال‌زایی در بخش کشاورزی و احیاء حیات به‌ویژه حیات فرهنگی در روستاها تا این حدود یک‌سوم از جمعیت کشور که در روستاها زندگی می‌کنند، خیال مهاجرت به فکرشان خطور نکند. از این رو رضوی معاون توسعه روستایی و مناطق محروم کشور  “مهم‌ترین هدف و راهبرد دولت برای ماندگاری مردم در روستاها را تقویت تولید ملی، صنایع دستی و تولیدات لبنی و پروتئینی و توسعه و تقویت دامداری، زنبورداری و باغداری، ایجاد اشتغال و تأمین معیشت روستاییان” ذکر می‌کند.

کارشناسان اقتصادی بنا بر داده‌های علمی معتقدند که هر یک درصد رشد اقتصادی به ایجاد ۱۰۰ هزار شغل می‌انجامد، اما با تداوم تحریم‌ها و وابستگی بخش قابل ملاحظه‌ای از رشد اقتصادی ایران به بخش‌های گاز و صنعت و سرمایه‌بر بودن این دو بخش، ممکن است اشتغال کمتری ایجاد شود. به همین دلیل علاوه بر توسعه ملی، در حوزه‌های محلی نیز بر ایجاد اشتغال در بخش کشاورزی نیز تأکید می‌شود.

اشتغال در بخش کشاورزی

بنا بر داده‌های مرکز آمار ایران، در دولت‌های نهم و دهم با کاهش هرروزه مزیت‌های تولید در بخش کشاورزی روبه‌رو بودیم و همین امر میزان اشتغال‌زایی این بخش که بیش از ۵۶,۳ درصد از کل شاغلان کشور در سال‌های دهه ۱۳۴۰ بود در آخرین آمارگیری مرکز آمار به ۱۸.۵ درصد رسانده و به عبارتی طبق برنامه که قرار بود از سال ۸۴ تا ۸۸ هر سال ۸۰ هزار نفر به تعداد شاغلان در این بخش افزوده شود، بر اساس آمار تنها یک‌سوم از اهداف برنامه در زمینه اشتغال بخش کشاورزی محقق شد. به گزارش روزنامه شرق بر اساس اهداف برنامه چهارم تعداد بهره‌برداران و شاغلان بخش کشاورزی در سال ۸۴ از چهار میلیون و ۲۱۰ هزار و ۵۲۶ نفر باید تا پایان سال ۸۹ با اشتغال‌زایی برای ۴۸۰ هزار نفر به چهار میلیون و ۶۹۰ هزار نفر می ‌رسید، اما تا سال ۸۸ رقم مذکور به چهار میلیون و ۳۶۹ هزار و ۵۶۸ نفر رسید و به این ترتیب تنها ۱۵۹ هزار نفر به جمع شاغلان کشاورزی افزوده شد که تا تحقق برنامه یک فاصله ۶۶ درصدی را حکایت می‌کند.

علاوه بر این میزان سرمایه‌گذاری در بخش کشاورزی که می‌تواند اهرم مؤثری برای اشتغال‌زایی باشد در تابستان ۸۹ به صفر رسید که با منفی شدن رشد اقتصادی به آن معنا بود که رشد اشتغال در بخش کشاورزی به مرور رو به کاهش خواهد گذاشت. بهروز علی‌شیری، رئیس سازمان سرمایه‌گذاری خارجی دلیل عدم سرمایه‌گذاری در بخش کشاورزی را ریسک بالای سرمایه‌گذاری در این حوزه اعلام کرده بود. موضوعی “عادی” از نظر محمدعلی نیکبخت، معاون وزیر جهاد کشاورزی دولت دهم، که معتقد بود: “این چالش در همه دنیا به‌دلیل بالا بودن میزان ریسک سرمایه‌گذاری در بخش کشاورزی نسبت به بخش‌های صنعت و خدمات وجود دارد که این امر باعث می‌شود به‌طور کل سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی کمتر برای سرمایه‌گذاری در این بخش اقدام کنند و باید یادآور شد… ارتقای این بخش شکوفایی اقتصاد را به همراه خواهد آورد.”

دولت یازدهم و مدیریت معضل بیکاری

بر اساس داده‌های آماری مرکز ایران، روند رشد اقتصادی از سال ۱۳۹۰ به بعد رو به کاهش گذاشته و در سال‌های ۱۳۹۱ و ۱۳۹۲ منفی شده است. رشد اقتصادی در سال ۱۳۸۹ با کاهش شدید نسبت به سال قبل به ۴,۳ درصد رسید و در سال‌های ۱۳۹۰ و ۱۳۹۱ به ترتیب به مقدار ۶.۸- و ۱.۹- درصد (ناشی از وجود تحریم‌ها) رسیده است. اقتصاد کشور روند خروج از رکود اقتصادی را از اواخر سال ۱۳۹۲ آغاز کرد و رشد اقتصادی از ارقام منفی به مثبت ۳.۲ درصد در سال ۱۳۹۳ افزایش یافته است و در واقع رشدی معادل ۵.۱ درصدی را تجربه کرد. این در واقع همان برنامه اندیشمندانه دولت است که پیش‌بینی کرده بود با افزایش هریک درصد رشد اقتصادی، تا ۱۰۰ هزار شغل ایجاد خواهد شد.

هدف دولت برای بهبود رشد اقتصادی از آن منظر می‌توانست برای بخش کشاورزی جالب توجه باشد که دانش‌آموختگان این حوزه خود با تورم نیرو و افزایش نرخ بیکاری در رشته مهندسی کشاورزی روبه‌رو شدند. گزارش مهر تأکید می‌کند که در سال ۹۲ در حوزه کشاورزی و دامپزشکی ۳۸ هزار و ۴۳۸ نفر از دانش‌آموختگان بیکار بودند. از این مقدار تعداد هفت‌هزار و ۱۸۹ نفر فوق دیپلم، ۲۷ هزار و ۲۳۱ نفر لیسانس، فوق‌لیسانس و دکترای حرفه‌ای سه‌هزار و ۹۶۷ نفر و دکترای تخصصی ۳۴ نفر بیکار بوده‌اند. از ۲۹۵ هزار دانش‌آموخته در بخش کشاورزی، تنها ۱۱ درصد یعنی ۳۴ هزار دانش‌آموخته در بخش کشاورزی مشغول به کار هستند. سازمان نظام مهندسی کشاورزی آمار جالب توجهی در این باره منتشر کرده است؛ “در حال حاضر تنها ۰,۸ درصد از بهره‌برداران کشاورزی دارای تحصیلات دانشگاهی هستند.” برای رفع این معضل سعی شد با استقرار شبکه خدمات فنی – مهندسی در دهستان‌های کشور شرایط حضور بیشتر مهندسان در مزرعه فراهم شود. اما رقم دانش‌آموختگان در سال ۸۷ – ۸۶ که سالانه حدود تا ۲۵ هزار نفر در بخش کشاورزی بود، ناگهان در سال ۸۹ – ۸۸ به ۴۵ هزار نفر افزایش یافت و کماکان شرایط حضور مهندسان در مزرعه بیش از گذشته با مشکل دانش‌آموختگان بیش از اندازه روبه‌رو شد.

طرح‌های بزرگ به همراه اشتغال بزرگ

مهندسی بیکاری/ اشتغال، گرایش به سوی پروژه‌های بزرگ را پیش پای دولت یازدهم گذاشته است. دولت با طرح‌های پیاپی و اشتغال‌زا قصد دارد تا پایان سال ۱۳۹۶ نرخ بیکاری را تک‌رقمی کند. در این باره یکی از بزرگ‌ترین طرح‌های دولت یازدهم، طرح “حرکت” است که با همکاری سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در آن حدود ۱۲۰ هزار شغل برای سال ۹۵ در حوزه گردشگری روستایی در بخش‌های جنگلی و کویری و همچنین تاریخی و تفریحی پیش‌بینی شده است.

طرح احیاء ۵۵۰ هزار هکتاری از مصوبات سفر مقام معظم رهبری به استان خوزستان و ایلام از دیگر طرح‌ها است. این طرح تولیدات کشاورزی را با ۹,۵ میلیون تن افزایش به ۲۳.۵ میلیون تن در سال افزایش خواهد داد، حدود ۳۰۰ هزار شغل ایجاد خواهد کرد، راندمان آبیاری را از ۲۵ درصد به ۵۴ درصد افزایش خواهد داد و با ایجاد قطب کشاورزی، مهاجرت‌ها را ساماندهی خواهد کرد.

هدف زیر کشت بردن این اراضی در استان‌های خوزستان و ایلام، تحول بخشیدن به کشاورزی کشور است. این طرح بزرگ با وجود ۷۰۰ میلیارد درآمد نفت در دولت‌های نهم و دهم، و پیش‌بینی جدی در باره شدت تحریم‌های اقتصادی، در پایان دولت دهم، تنها ۷۵ هزار هکتار تا پایان سال ۱۳۹۲ به اتمام رسیده است.

حسن علاقه‌بند، عضو هیأت مدیره و معاون اجرایی مؤسسه جهاد نصر در گفت‌وگو با خبرگزاری کشاورزی ایران (ایانا) گفت: “فاز نخست طرح ۵۵۰ هزار هکتاری خوزستان و ایلام با سرعت گرفتن اختصاص یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار از محل صندوق توسعه ملی در دولت یازدهم تا پایان سال ۹۶ به بهره‌برداری خواهد رسید. ۳۱۲ هزار هکتار از سال ۹۲ تاکنون تحت عنوان فاز نخست تعریف شد که روی ۲۰۰ هزار هکتار از آن فعالیت عملیاتی توسط ۷۲ کارگاه تا پایان خردادماه سال جاری انجام شده و انتظار می‌رود ۱۱۲ هزار هکتار نیز به همراه بخشی از فاز دوم طی سال جاری و تا پایان سال ۹۶ به بهره‌برداری برسد.”

معاون اجرایی مؤسسه جهاد نصر افزود: “فاز دوم طرح ۵۵۰ هزار هکتار معادل ۲۳۸ هزار هکتار است که چهارهزار و ۷۰۰ میلیارد تومان بودجه پیشنهادی فاز دوم طرح ۵۵۰ هزار هکتاری است و این مبلغ جدا از ضرورت فعالیت وزارت نیرو برای احداث شبکه‌های اصلی آبیاری و شبکه‌های زهکشی و تنها سهم وزارت جهاد کشاورزی خواهد بود.”

در نهایت باید گفت این دست از طرح‌ها می‌تواند الگویی برای گسترش کشاورزی در اقصا نقاط کشور و به‌کارگیری دانش‌آموختگان بیکار در رشته مهندسی کشاورزی و حفظ روستاهای باقیمانده کشور باشد./